تبليغاتX
هلیا
در ستاره اي ...

...كه در آن دور دستها  مي تابد نام ديگري داشتم !

اما در اين قلمرو عشق...

ورنج نام تازه اي

 در اينجا رهگذري هستم

عاشق وجاودانه به حضور پر مهرت

ولي در آنجا شاهدي بودم!

شاهد نور وتجلي عشق !پس!

قلب من !تقدير من!

.....................!!

راهنمايم باش!

و مرا از قلمرو اشك...رنج...به سلامت عبور ده.

+ نوشته شده در  85/09/13ساعت 12:41  توسط هلیا  | 

اگه بدونی

...که چقدر دوستت دارم

هیچگاه برای اومدنت بارون رو بهانه نمی کنی

رنگین کمان من...

+ نوشته شده در  85/07/24ساعت 0:47  توسط هلیا  | 

  • یادت در قلبم و نوایی ملایم در خنده ها واشکهایی از سر شوق ودوستی...
  •  امروز نظاره کن پائیز رادر شعف وپایکوبی
  • ورقص زیبای ابرها ...
  • وبشنو باشکوهترین موسیقی طبیعت را
  •  بمناسبت جشن میلادت ...
  • ویک سبد پر از گلهای زیبا ومعطر تقدیم به تو مثل همیشه
  • با بهترین آرزوها ...

تولدت مبارک ....

تولدت مبارک....تولدت مبارک...

+ نوشته شده در  85/06/31ساعت 22:50  توسط هلیا  | 

با صدای آروم گفتم دوستت دارم.

چشماش برقی زد و پرسید:چندتا؟

تمام انگشتهای دستم را بالا بردم!

 اما اون فقط ...با نهایت سادگی؟!یا زیرکی؟!

کف دستم که خالی بود رو نگاه کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و آهسته چشماشو بست.!

+ نوشته شده در  85/06/26ساعت 14:32  توسط هلیا  | 

چشمهایم را آرام می بندم

ذکر نام تو مسیحای مهر تو را در وجودم حس میکنم

ساده وپاک صدایت را در قلبم میشنوم

با چشمانی مطهر به زندگی می نگرم

که فقط نام تو کافی است.

پس عشق را ترک نکن.

(سورداس)

+ نوشته شده در  85/05/29ساعت 14:50  توسط هلیا  |