...كه در آن دور دستها مي تابد نام ديگري داشتم !
اما در اين قلمرو عشق...
ورنج نام تازه اي
در اينجا رهگذري هستم
عاشق وجاودانه به حضور پر مهرت
ولي در آنجا شاهدي بودم!
شاهد نور وتجلي عشق !پس!
قلب من !تقدير من!
.....................!!
راهنمايم باش!
و مرا از قلمرو اشك...رنج...به سلامت عبور ده.
...که چقدر دوستت دارم
هیچگاه برای اومدنت بارون رو بهانه نمی کنی
رنگین کمان من...
تولدت مبارک ....
تولدت مبارک....تولدت مبارک...
چشماش برقی زد و پرسید:چندتا؟
تمام انگشتهای دستم را بالا بردم!
اما اون فقط ...با نهایت سادگی؟!یا زیرکی؟!
کف دستم که خالی بود رو نگاه کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و آهسته چشماشو بست.!
ذکر نام تو مسیحای مهر تو را در وجودم حس میکنم
ساده وپاک صدایت را در قلبم میشنوم
با چشمانی مطهر به زندگی می نگرم
که فقط نام تو کافی است.
پس عشق را ترک نکن.
(سورداس)