تبليغاتX
هلیا
عشق :ترس از دست دادن تو.!

وچون عاشقم می خواهم آزاد باشی ...

مهتاب در حالی که ماه را در آغوش گرفته بود گفت:تو دوباره باز می گردی ...

بوسه هایم را به باد  می سپارم تا به گونه های خسته تو آرام بنشیند...

مثل بوسه های قطره های کوچک بارون...

 

+ نوشته شده در  84/11/26ساعت 22:55  توسط هلیا  | 

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است

و عشق و تنها عشق  

ترا به گرمی یک سیب میکند مانوس.

وچقدر تنهاست اگر ماهی کوچک عاشق  آبی دریای بی کران باشد و چقدر تنهاست...

+ نوشته شده در  84/11/14ساعت 1:29  توسط هلیا  | 

تو را دوست دارم آنطور که دلم میخواهد نه آنطور که هستی...همینی که هست ...
+ نوشته شده در  84/11/02ساعت 23:22  توسط هلیا  |